تبليغاتX
تمرین روزنامه نگاری سایبر

تمرین روزنامه نگاری سایبر

بلاگی برای تمرین روزنامه نگاری سایبر

تولدی نو

انسان موجود عجیب و پیچیده ای است و هر آنچه به انسان مربوط است دارای پیچیدگیها و جذابیتهای خاص انسانی است

اگر برای دوران حیات هر انسان سه نقطه عطف در نظر بگیریم که تولد و ازدواج و مرگ باشد ، هرسه بسیار مهم و تاثیر گذارند اما تفاوتشان در داشتن نقش تعیین کننده و تاثیر گذار در مورد دوم و متاثر بودن در دو مورد دیگر است.

اما همه این نقاط عطف که به ظاهر ساده و ملموس می نمایند ، در نگاهی دقیقتر بسیار پیچیده و غریبند.

مثلا در مورد تولد، اینکه پیش از تولد چه می گذرد و چگونه دو نفر به این تصمیم می رسند که فردی را به ایستگاه تولد برانند ، خود مطلبی قابل بحث است ، اما اینکه تولد برای خود فرد چه جایگاهی دارد و از چه منظری می توان به آن نگریست نیز نکته ای دیگر است.

انسان در خردسالی ، کودکی و حتی نوجوانی برای روز تولد لحظه شماری می کند و منتظر رسیدن سالگرد لحظه ای است که صدای گریه اش فضای اتاقی را پر کرده بود و اینک برایش یادآور کیک و شیرینی و هدایای تولد و بادکنک و خنده و مهمانی است

اما زمان به سرعت درگذر است و آنگاه که به خود می آیی و می بینی روز تولدت نزدیک می شود ، گویی زنگی در سرت به صدا در می آید و بانگ می زند :"ای که پنجاه رفت و در خوابی    مگر این چند روزه دریابی" هرچند شاید زود به نظر آید اما به سراغ انسان می آید و با خود می اندیشد که چگونه برای پولهایم برنامه ریزی می کنم وچرتکه می اندازم و بررسی می کنم که از سرمایه چگونه استفاده کرده ام ، اما برای 1892160000 ثانیه از عمرم که گذشته هیچ حسابرسی نکنم؟

خداوند به گفته خودش حیات را لحظه لحظه به من تفویض کرده و من می اندیشم که 1892160000 ثانیه دیگر به حساب من واریز کرده اما برایش هیچ برنامه ای ندارم؟

گاه باید اندیشید ، شاید روز تولد زمانی است برای در ترازو قرار دادن خود و سنجش امکانات ، داشته ها ، خواسته ها و برنامه ها

شاید روز تولد باید فکری نو متولد شود. اگر باور داشته باشیم که انسان چیزی جز اندیشه ، نیست ؛ پس باید متولد شد ، نه فقط در روز تولد که هر لحظه باید نو شد.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم آبان 1389ساعت 23:47  توسط خبرنگار آزاد  | 

ذی القعده آمد

ذی القعده که می آید برای بسیاری ماهی است مانند دیگر ماهها . نه رمضان است که روزه باشد و افطاری و ربنا ، نه محرم و صفر است که حسین (ع) باشد و ابوالفضل و "باز این چه شورش است " و ...

اما برای من سالهاست که ذی القعده ، پرمعنا شده، ذی القعده که می آید صدای "لبیک" می آید و بوی عرفات . صدای "العفو" و دعای عرفه ، صدای "الغوث" و سعی صفا و مروه

2 هفته پیش بنا بود با یکی از دوستان جلسه ای داشته باشم و در مورد پاره ای مسایل گفتگو کنیم اما حجم کارهای مختلف و عدم مدیریت زمان از سوی من باعث شد نتوانم زمانی برای دیدار بیابم تا آنکه او خود تماس گرفت اما نه برای تعیین زمان ملاقات که عازم سفر بود و خداحافظی.

زمانی که گفت پنجشنبه عازم عربستان است ، ناگهان به خود آمدم که آری دوباره موسم حج نزدیک است و از آن روز ، آرام و قرار ندارم

گفتم بنویسم تا قرار یابم ، اما دلی نبود که آرام گیرد و قطرات اشک امان نوشتن می ربود.

اینکه نخستین بار چگونه به میقات رسیدم ، خود حکایتی است معجزه گونه ، اما باید بگویم کتابهای زیادی پیرامون حج نوشته شده ، از تشریح مشخصات سیاسی جغرافیایی مکه و مدینه گرفته تا معرفی اماکن متبرکه و تاریخ آنها و آداب و ... تا نگاههای فلسفی و ادیبانه به حج اما می توانم بدون اغراق اعتراف کنم زمانی که حج را لمس می کنید ، در می یابید هیچ واژه ای توصیف گر آنچه انسان در حج  می یابد ، نیست. حج را باید درک کرد.

مدام از خدا می خواهم تا باری دیگر نصیبم کند، تنها یک بار دیگر . همه آنچه در دنیا دارم در مقابل تجربه دوباره یک لحظه عرفات در شب عرفه ، هیچ است

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر 1389ساعت 21:37  توسط خبرنگار آزاد  | 

مرز بین تکامل و انقلاب


در مطلب قبلی به بررسی تغییر نگرش سازمانها و مدیران نسبت به منابع انسانی پرداختم و در این مطلب قصد دارم نگاهی کوتاه به تغییرو تحولات درون واحد های منابع انسانی بپردازم.

ابزارهای سلف سرویس

اگر در صنعت چاپ ، ورود رایانه و امکانات تایپی به مثابه ورودی مستقیم و حذف بخشی از فرآیند بود، در زمینه مدیریت منابع انسانی، ظهور ابزارهای سلف سرویس ، این نقش را ایفا کرد.

اگر امروزه یک روزنامه نگار یا نویسنده می تواند مستقیما مطلب تایپ شده خود را به واحد صفحه آرایی ارسال نماید، منابع انسانی  نیز با بسیاری از فرمها و فعالیتها از قبیل ثبت اطلاعات مرخصی، بیمه و ... سروکار دارند که امروزه کارکنان با بهره گیری از ابزارهای سلف سرویس می توانند به طور مستقیم این امور را به انجام رسانند. این کار نه تنها باعث صرفه جویی فراوان در وقت و هزینه برای منابع انسانی می شود بلکه بسیاری تماس های غیر ضروری و نامه نگاری های مربوط را نیز حذف می کند.

اما برخلاف صنعت تایپ و ماشینهای تایپ قدیمی که به کلی از صحنه حذف شدند، متخصصان منابع انسانی این فرصت را دارند تا در رویه ها و دیدگاه های خود تغییرات بنیادین اعمال نمایند.منابع انسانی با رهایی از انجام امور تبادلی این فرصت را دارد تا به سمت استراتژیک شدن پیش برود.

پرتال های کارکنان

امروزه سازمانها ابزارهای سلف سرویس را در یک پرتال کارکنان در اینترنت یا اینترانت قرار می دهند . در کنار این ابزارها که برای انجام امور اداری و انتخاب مزایای انعطاف پذیر، توسط کارکنان به کار می رود، پرتالها می توانند جایگاهی برای قراردادن اطلاعات و منابع متعدد دیگر مانند اخبار و اطلاعات شرکت (نتایج، قرارداهای جدید، گزارشهای ماموریت)، اطلاعات مربوط به بهداشت و ایمنی، آگاهی از اخبار محلی و ... استفاده شود.

از دیگر موارد استفاده پرتالهای کارکنان از نظر استراتژی هاب کارکنان آن لاین، می توان به کارکرد آن به عنوان یک گیت وی و ارائه خدماتی از این قبیل اشاره کرد: آموزش یا یادگیری الکترونیک، سیستم های مدیریت دانش، معرفی آن لاین ، انجام و ارجاع امور اداری به مرجع مناسب، اعلام موارد استخدامی به فارغ التحصیلان و ابزارهای گپ کارکنان و اطاقهای بحث الکترونیک و ...

امروزه تکنولوژی مورد نیاز برای دستیابی به مدینه فاضله یا آرمان شهر واقعی منابع انسانی را در اختیار داریم اما اگر بطور کامل و چشم بسته به یک تکنولوژی خاص وابسته شویم شاید رضایت موقت مارا فراهم آورد ولی باید توجه داشت که اغلب برای رسیدن به موفقیت، میانبری وجود ندارد و کلید اصلی موفقیت همانا در آرمان(Vision) و برنامه ریزی مناسب این استراتژی ها نهفته است.

رویای برونسپاری

هنگامی که انقلاب اینترنت با سرعت در حال رشد و همگام نمودن دیگر بخش ها بود، مفهوم برونسپاری به یکی از موضوعات اصلی مورد بحث در مجلات تجاری تبدیل شده بود اما زمانی که دنیا شاهد تجارب صنایع پیشرفته شد و رشد و گسترش شرکتهای موفق برونسپاری را مشاهده کرد، دیگر حتی بزرگترین معاونت های منابع انسانی نیز توانایی رقابت با آنها را نداشتند.

در دسامبر سال 1999 یکی از بزرگترین قراردادهای برونسپاری به ارزش 375 میلیون پوند میان شرکت بزرگ نفتی BP Amoco انگلستان و شرکت خدمات پیمانکاری Exult که دفتر اصلی آن در کالیفرنیا است ، منعقد گردید.

بر اساس این قرارداد شرکت Exult مدیریت امور اداری منابع انسانی شرکت BP را بر عهده گرفت، اموری از جمله : حقوق و پاداش، توسعه سازمانی، مدیریت عملکرد، آموزش ، توسعه کارکنان، استخدام، تامین نیروی کار، جایگزینی، مدیریت امور کارکنان و مدیریت اطلاعات کارکنان.  اما اجرای دو عملکرد "سیاست" و "استراتژی منابع انسانی" به شرکت Exult سپرده نشد و توسط خود شرکت BP اجرا می گردید.

این قرارداد در واقع نمونه واقعی و عملی تئوری "دیوید آلریش"، در مورد منابع سازمانی بود:"اگر متخصصین منابع انسانی دستور جلسه تعریف شده ای در اختیار نداشته باشند، به زودی کاملاً برونسپاری خواهند شد و یا در اثر اتوماسیون از بین خواهند رفت."


پروفسور دیوید آلریش-استاد رشته مدیریت اجرایی دانشکده کسب و کار دانشگاه میشیگان

زمانی که در سال 2000 شرکت بزرگ مخابراتی BT و شرکت جهانی مشاوره مدیریت Accenture در جهت ایجاد یک شرکت برونسپاری مبتنی بر وب ، متحد شدند و شرکت e-peopleserver را ایجاد کردند، یکی از مهمترین رخدادهای تاریخی برونسپاری را شکل دادند.

"پل راسل"  مدیر موقت این شرکت می گوید :"اوایل تصور می شد که منابع انسانی به دلیل ویژگی های خاص آن آخرین بخشی خواهد بود که برونسپاری خواهد شد، اما متخصصان امروزه به این نتیجه رسیده اند که منابع انسانی سنتی بسیار هزینه زا بوده و کارایی لازم را ندارند."

پاشنه آشیل

این حقیقت که واحد منابع انسانی یکی از اولین بخشهایی بود که به اتوماسیون بخشی از عملکرد خود پرداخت، برای بسیاری از سازمانها بیانگر حقیقتی تلخ است زیرا نشان دهنده آن است که این سیستم ها در دنیای مدرن کارایی خود را از دست داده اند.

به عقیده "جان کوپر" مدیرعامل شرکت اروپایی "Concourse Group" که از شرکتهای مشاور در سطح جهانی است، سیستم های فناوری اطلاعات منابع انسانی، بسیار آسیب پذیرند.

امروزه سیستم ها اغلب ترکیبی از سخت افزار های قدیمی ، نرم افزار های متفاوت و نسخه های به روز شده آنها می باشد. اینها یافته های گزارشی دقیق و همه جانبه با عنوان "ملزومات منابع انسانی در عصر اینترنت" است که توسط شرکت مذکور در سال  2000 انجام گرفت.

همچنین این گزارش بیانگر این موضوع است که بخشهای مختلف منابع انسانی اغلب به سیستم های فعلی خود وابسته خواهند ماند زیرا این سیستم ها بیشتر از جانب فروشندگان سیستم ها و نرم افزار ها بر آنها تحمیل شده تا بر اساس نیازهای واقعی آنها باشد.

به عقیده آقای کوپر مهمترین عامل در حل این مشکل توانایی منابع انسانی در تلفیق و بکارگیری مناسب ظرفیت های دو بخش فناوری اطلاعات و مالی سازمان و همچنین افزایش فعالیتها می باشد.

با افزایش اهمیت استراتژیک منابع انسانی نیاز بیشتری به همگرایی و هم افزایی منابع انسانی و فناوری اطلاعات احساس می شود.

در عین حال بخش مالی نیز باید منابع انسانی را به عنوان یک بخش اصلی حامل ارزش تجاری به شمار آورد نه صرفاً به عنوان یک بخش هزینه بر. همچنانکه منابع انسانی نیز باید در جهت اصلاح هزینه هایش اقدام نماید به عنوان مثال در شرکت اوراکل نسبت کارکنان شاغل در بخش منابع انسانی از 1 به 800 قبل از سال 2000 به تقریبا 1 به 3000 در سال 2000 رسید.

شاید تا کنون هیچ گاه چالشی این چنین مهم برای ارائه خدمات ، پیش روی منابع انسانی نبوده است ، مقطعی که در آن منابع انسانی از اهمیت فراوانی در کارآیی کلی شرکت یا سازمان برخوردار است.

اما نکته ای که بسیار حائز اهمیت است آن است که منابع انسانی باید شرایط را به خوبی درک کرده و از یک بخش هزینه بر و کند به سوی یک بخش سریع، پاسخگو و استراتژیک حرکت کند.

+ نوشته شده در  جمعه نهم مهر 1389ساعت 18:45  توسط خبرنگار آزاد  | 

مدیریت منابع انسانی در بستر تحول

در مطلب قبلی با عنوان "امکان دیروز ، الزام امروز" به چگونگی پیدایش اینترنت و ورود این پدیده به تمام جوانب زندگی بشر پرداختم و در این مطلب بنا دارم تغییرات پدید آمده در عرصه منابع انسانی را بررسی کنم.

پس از آنکه چرخ صنعت در اروپای رونسانس یافته به حرکت درآمد، تغییرات فراوانی را به همراه آورد، تغییر در نحوه زندگی و حتی فلسفه های موجود. انسانها به درون معادن رانده شدند و در کارخانه ها روزی 14 ساعت به سختی در پای ماشین آلات جان کندند. ماشین صنعت چنان بیرحمانه انسان را به تسخیر درآورد که حتی ابزار تجاوز به دیگر سرزمینها را نیز فراهم کرده و کشتی های جنگی که به ماشین های بخار مجهز شده بودند ، برای تامین مواد اولیه کارخانه ها و صنایع اروپا راهی اقصی نقاط دنیا شده و یوغ استعمار بر گردن انسان انداختند.

روند صنعتی شدن تمام دنیا را در نوردید و شرکتها و صنایع در رقابت با یکدیگر در تلاش برای کسب بازار مصرف ، نقاط قوت خود را "سرمایه" و سپس "تکنولوژی" می دانستند.

اما زمانی که اقتصاد دنیا در زیر آواره های جنگ جهانی دوم ، در حال نابود شدن بود، این "ویلیام ادواردز دمینگ" بود که به عنوان مشاور آمار ، از آمریکا راهی ژاپن شد تا صنایع آنجا را متحول کند . صنایع ورشکسته ژاپن با به کار گرفتن آموزه های او درزمینه کیفیت دچار تحول چشمگیر شده و به طبع آن از خطر نابودی فاصله گرفتند.


اگرچه تخصص دمینگ ، تحول در مدیریت کیفیت بود اما کیفیت بدون توجه به منابع انسانی و چرخه تولید امری غیر ممکن است پس منابع انسانی دارای اهمیتی بالاتر شده و به مرور جایگاه خود را ارتقا داد تا جاییکه با ورود اینترنت و مطرح شدن دهکده جهانی ، اصطلاح "سرمایه انسانی" مطرح گردید و امروزه سازمانها نقاط قوت خود را داشتن منابع انسانی برتر معرفی می کنند و جملاتی چون "کارکنان ما بهترین سرمایه ما هستند" تا حدودی تبدیل به کلیشه شد و تکنولوژی که روزی وجه تمایز بود امروز به عنوان "تسهیل کننده" و "مکانیزم ارائه خدمات" محسوب می شود. "پیتر دراکر" می گوید باید به متخصصان دانش به عنوان "سرمایه های اصلی " سازمان نگاه کنند و نه "هزینه های" آن.

با ورود اینترنت ، سرعت تغییرات به حدی بالا رفت که انتقال تکنولوژی سرعت یافته و جدیدترین تکنولوژی ها در تمام دنیا تقریبا بدون فاصله قابل دستیابی است اما بهره گیری از این تکنولوژی که به عنوان ابزار تسهیل کننده است متمایز کننده سازمان هاست و همین امر اهمیت در اختیار داشتن منابع انسانی کارآمد و متخصص را بیش از پیش می کند.

امروزه استخدام نیروی متخصص مناسب به یکی از مهمترین و پیچیده ترین امور تبدیل شده و بر اساس شعار "جهانی بیندیشیم، منطقه ای عمل کنیم" ، استخدام از حالت منطقه ای خارج شده و مفاهیم کارمندیابی جهانی مطرح شده است. امروزه قرارگرفتن محل یک شرکت تعیین کننده ملیت اکثر کارکنان آن شرکت یا سازمان نیست.

در رقابت برای در اختیار گرفتن نیروهای انسانی متخصص و کارآمد ، اصطلاح "جنگ بر سر نخبگان" مطرح می شود و سازمانها در تلاشند تا به روشهای گوناگون برترین ها را در اختیار داشته باشند اما حوزه تعامل با انسان دارای پیچیدگی های خاص خود است.

روش های مدیریت منابع انسانی در این سالها تحولات چشمگیری را به خود دیده که شاید روزی حتی باورپذیر نیز نبود. در مطلب بعدی به برخی روشهای مدیریت منابع انسانی جدید و چند مورد کاوی و همچنین گامهای پیشنهادی برای اعمال مدیریت منابع انسانی مدرن خواهم پرداخت.

+ نوشته شده در  جمعه دوم مهر 1389ساعت 13:34  توسط خبرنگار آزاد  | 

امکان دیروز، الزام امروز

ساعت 9 شب 29 اکتبر 1969، چارلی کلاین که در دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس نشسته بود ، سعی می کرد از طریق ارتباطی که با نود موسسه تحقیقاتی استنفورد ایجاد شده بود، حرف "ال" را ارسال نماید و زمانی که از طریق تلفن از همکارش بیل دووال که در استنفورد منتظر دریافت پیام بود، جواب مثبت دریافت کرد، حرف "جی"  را تایپ کرد اما شبکه دچار مشکل شده بود و آنها ساعت دوه و نیم موفق به راه اندازی مجدد شبکه شدند.

شاید حتی آرپا "آژانس پروژه های تحقیقات پیشرفته آمریکا" هم که کارفرمای آرپانت بود به اهمیت این پروژه واقف نبود و هرگز تصور نمی کردند روزی تمام جوانب زندگی انسانها را در بر بگیرد.

اما اینترنت فراگیر شدنش را بیش از همه مدیون "تیم بارنرز لی" این فیزیکدان انگلیسی است که در آزمایشگاه اروپایی تحقیقات فیزیک ذرات سوئیس، پروتکلی را ابداع کرد که باعث شد این اختراع را بسیاری معادل بیگ بنگ یا انفجار بزرگ بدانند.

با ورود اینترنت و رشد چشمگیری که در اقبال عمومی پیدا کرده بود بسیاری از صاحبنظران زمینه های مختلف به اهمیت آن بیش از پیش واقف شده و حل بسیاری از مشکلات و معضلات زمینه تخصصی خود را در بهره گیری بهینه از این تکنولوژی نوظهور می جستند .

اینترنت به سرعت راه خود را به درون کسب و کارهای مختلف باز کرد و زمانی که اینترنت به خدمت رسانه ها آمد و خدمات شایانی به آنها نمود، آنان نیز به جهت قدرانی در معرفی این تکنولوژی سودمند ، کوتاهی نکردند.

اگرچه در ابتدا اینترنت ، ابزاری لوکس به حساب می آمد اما چنان به سرعت تغییر ماهیت داد که به یکی از نیازهای روزمره تبدیل شد و مفاهیم بسیاری را تغییر داده و انسان را وارد عصر جدید نمود.

حرف "e" که در ابتدای هر واژه  قرار گرفت ، چون پرچمی بود که نشان از فتح آن دامنه توسط اینترنت داشت. رسانه های مجازی، آموزش مجازی، نشر مجازی و ... که از بسیاری جوانب ، مزایای فراوانی هم نسبت به نسخه های قدیمی خود داشتند.

اما در دنیای کسب و کار ، ورود اینترنت تغییرات وسیع و چشمگیری ایجاد نمود. از آنجا که در کسب و کار، سودآوری به عنوان یکی از اهداف ابتدایی مطرح است ، افزایش سودی که بهره گیری از اینترنت برای شرکتهای پیشرو داشت دیگران را نیز به استفاده از این تکنولوژی تشویق نمود. برای مثال در سال 2000 لورنس الیسون مدیر عامل "اوراکل" دومین شرکت بزرگ کامپیوتری دنیا اعلام کرد با تبدیل شرکت متبوعش به یک شرکت کسب و کار الکترونیک ، نزدیک به یک میلیارد دلار صرفه جویی کرده است.

امروزه اینترنت ، دنیارا به دهکده جهانی تبدیل نموده و سرعت اتفاقات را بسیار افزایش داده و آنان را که قطار تغییرات جا بمانند به سختی تنبیه می کند.

در دنیای کسب و کار، حرکت به سوی ایجاد یک زیر ساخت مشترک بین بخشهای مختلف و فن آوری اطلاعات سازمان یک اختیار نیست بلکه امروزه یک ضرورت و الزام عمده کسب و کار می باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 23:34  توسط خبرنگار آزاد  | 

کار زینبی

شب گذشته ، در حالیکه ایران، در جشن تولد بزرگ آزاده عالم ، امام حسین (ع) ، سراسر شور و شادمانی بود، خبری بس ناگوار ، کام مردم را تلخ کرد.

مردم بی گناهی که برای بزرگداشت تولد پاسدار دین خدا به سوی مسجد جامع زاهدان شتافته بودند ، در ساعت نه و بیست دقیقه شب با صدای انفجاری که در ورودی مسجد شنیدند ، به یاد عملیات تروریستی سال گذشته در مسجد حضرت علی ابن ابیطالب افتادند.

اگر سال گذشته نمازگزاران دومین مسجد بزرگ زاهدان هدف عملیت ترور قرار گرفتند اینک عملیات تروریستی در بزرگترین مسجد شیعیان زاهدان به وقوع می پیوندد که نشان از کینه تروریستها به این اماکن و نمازگزاران دارد.

عامل انتحاری "عبدالباسط ریگی " معروف به "اسلام جان" که در لباس زنان و با چادر در محل مسجد جامع حاضر شده بود، زمانی که امکان ورود به مسجد را نمی یابد ، در ورودی مسجد ، خود را منفجر می کند و زمانی که مردم و نیروهای امدادی در محل حاضر می شوند تا به کمک رسانی بپردازند، عامل انتحاری دوم که نوجوانی به نام "محمد ریگی"  معروف به "جنید جان" بوده، انفجار دوم را انجام می دهد تا تلفات و خسارات افزایش یابد.

آنان که در این عملیات تروریستی به درجه شهادت رسیدند به مولایشان "حسین"(ع) پیوستند و آنان که مجروح شدند به مقتدایشان "ابوالفضل العباس" (ع)، اما آنان که در فکر کشتار مردم بی گناه هستند و دست به جنایت می زنند چه سرنوشتی خواهند داشت؟

آنان که نوجوانی را در مسیری قرار می دهند تا با انفجار خود ، باعث کشته و زخمی شدن هموطنانش شود، چه کسانی هستند و چه اهداف شومی در سر می پرورانند؟

اگر زمانی یزیدیان در صحرای کربلا ، آب بر روی امام و یارانش بستند، در مقابل سپاه او صف کشیدند و خطوط خود را مشخص کردند، اما امروز چادر زنان بر سر می کشند و دم از مردانگی می زنند.

آنان که رفتند ، کار حسینی کردند، آنان که ماندند باید کار زینبی کنند و گرنه یزیدیند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 1:26  توسط خبرنگار آزاد  | 

بالرین ترک

کاروان آزادی در حالی که تنها حامل کمکهای انسان دوستانه مردم ترکیه به مظلومان محاصره شده غزه بود، در آبهای آزاد 90 مایلی غزه مورد حمله ارتش رژیم اشغالگر قدس قرار گرفت و کماندو های این رژیم از طریق بالگرد بر عرشه کشتی پایین آمدند، چندین آزادیخواه را کشتند و چندین نفر را مجروح کردند و سپس این کشتی امدادی را به بندر اشدود منتقل کردند.

این اتفاق ددمنشانه آنچنان جامعه جهانی را تحت تاثیر قرار داد که همه انسانهای آزاده را به عکس العمل واداشت و محمدرضا ترکی در فصل فاصله شعری به غایت زیبا در وصف این قوم برگزیده نوشت.

اما در این اتفاق، نکته ای سوال برانگیز وجود داشت که چرا کماندوهای اسرائیلی بر روی عرشه کشتی ، مرتب به خدمه و مسافران می گفتند :"one minute!"

که این جمله اشاره ای کنایه آمیز بود به ادای این جمله توسط "رجب طیب اردوغان"، نخست وزیر ترکیه در اجلاس داووس که در مورد غزه برگزار شده بود و بعد از آن که شیمون پرز ، رییس جمهور رژیم اشغالگر قدس در حمایت از جنایات ارتش این رژیم ، داد سخن داد، او شجاعانه و بسیار زیبا به نقد گفته های او پرداخت و در حین مشاجره لفظی با شیمون پرز، به دفعات می گفت "one minute" و در پایان با وجود اصرار های مجری ، ایشان جلسه را ترک و مستقیم به فرودگاه می روند.

اما چه دلیلی داشت که کماندوهای اسرائیلی که وحشیانه بر روی کشتی امدادرسان ترک حاضر شده بودند، این کد را تکرار کنند؟

مگر آنکه این حمله با برنامه ریزی قبلی و از روی نقشه ای اجرا می شد.

آنانکه با جغرافیای سیاسی ترکیه و تاریخ سیاسی این کشور آشنایند به نیکی می دانند که ژنرالهای سکولار این کشور، قدرت بلامنازع را در اختیار دارند و حتی دولتها را براحتی سرنگون می کنند. رجب طیب اردوغان، که این روزها به یکی از سرشناس ترین رهبران کشورهای جهان و یکی از محبوب ترین آنها تبدیل شده به خوبی با این ساختار قدرت در کشورش آشناست.

او که مسلمان زاده ای از اهالی استانبول است با عضویت در حزب اسلامگرای "رستگاری ملی" به رهبری "نجم الدین اربکان"، پا به عرصه سیاست گذاشت. حزبی که پس از کودتای 1980 توسط دادگاه قانون اساسی این کشور که زیر سلطه فرماندهان ارتش قرار دارد، منحل اعلام شد تا حزبی جدید به نام "رفاه" توسط اعضای حزب منحل شده ایجاد شود و اردوغان جوان هم با عضویت در این حزب و پس از سالها نامزد شدن و انتظار، سرانجام در سال 1991 موفق شد به عنوان نماینده استانبول وارد پارلمان شود.

او که سرانجام به عنوان رهبر حزب عدالت و توسعه و پس از پیچ و خم های فراوان ، یه سمت نخست وزیری ترکیه رسید، به خوبی با شرایط کشور و منطقه آشناست.

او با دقت و تیزبینی به این نکته پی برده بود که ارتباط های وسیع و عمیق کشورش با کشورهایی مانند آمریکا و خصوصا اسرائیل به وجهه این کشور نزد مسلمانان جهان لطمه جدی وارد کرده است. او با رصد محبوبیت محمود احمدی نژاد نزد مردم خاورمیانه ، روشی جدید را در پیش گرفت.

برخوردهای ترکیه با آمریکا و اسرائیل شکلی جدید پیدا کرد، حتی تیرگی روابط اسرائیل و ترکیه بدانجا رسید که اسرائیل چند مانور نظامی مشترک با ترکیه را لغو کرد و ... و این تغییرات باعث هورا کشیدن مسلمانان و مردم خاورمیانه برای او شد.

اعرابی که این مرد ترک را با جمال عبدالناصر مقایسه کردند وبرخی نام نخست وزیر شجاع را بر نوزادانشان گذاشتند و حتی در تظاهرات های ضد صهیونیستی به ترکی شعار دادند.

بسیاری صاحبنظران سیاسی تئوری گذار ترکیه از پان ترکیسم و پایه گذاری عثمانی نو را مطرح کردند اما این تئوری ها بدون توجه به ماهیت و ساختار قدرت سیاسی در ترکیه نتیجه گیری شده است.

وقتی که به دقت می نگریم ، می بینیم زمانی که اردوغان پس از یک مشاجره لفظی بی سابقه با شیمون پرز در یک اجلاس بین المللی ، جلسه را ترک می کند و در کشورش مورد استقبال پرشور هموطنان مسلمان کشورش قرار می گیرد ، در فرودگاه اعلام می کند که هیچ تصمیم درباره روابط اسرائیل و ترکیه گرفته نخواهد شدو یقینا این جمله ای نبود که مستقبلین هیجان زده انتظار شنیدنش را داشتند.

در مورد رای منفی ترکیه در شورای امنیت سازمان ملل به قطعنامه ضد ایرانی و همچنین ابتکار اجلاس تهران و حضور فعال ترکیه در مسئله هسته ای ایران نیز این نکته که داسیلوا به آن اشاره کرد ، جالب توجه به نظر می رسد که گفت ما (داسیلوا رئیس جمهور برزیل و اردوغان نخست وزیر ترکیه) به خواست آمریکا در تهران حاضر شدیم.

از نظر نگارنده ، چرخش سیاست خارجه ترکیه ، زمانی قابل توجه و معنی دار خواهد بود که ساختار قدرت در درون و اقدامات عملی در خارج به چشم بخورد. زمانی که نخست وزیر مسلمان ، گاه منکر برخی اصول دینی می شود و گاه پایه گذار برخی بدعت های دینی ناصواب می شود تا نشان دهد همچنان به راه و هدف آتاتورک پایبند است.

از طرفی ترکیه همچنان به عنوان جدی ترین متحد آمریکا و اسرائیل در منطقه و حتی جهان می باشد، حجم مبادلات تجاری و نظامی این کشور با آمریکا و اسرائیل به حدی است که می توان ترکیه را مستعمره آنان دانست.

حضور نظامی آمریکا و اسرائیل در این کشور و انجام تهدید و حتی اشغال همسایگان از طریق پایگاههای موجود در خاک ترکیه، مانند استفاده از پایگاه هوایی اینجرلیک توسط ارتش آمریکا در حمله به عراق و حضور چشمگیر جاسوسان سیا و موساد در خاک این کشور ، نشان از بازی پیچیده ای می دهد.

اردوغان مدتی است که قدم در جای پای رئیس جمهور رادیکال ایران گذاشته تا محبوبیت او در بین کشورهای اسلامی را که ناشی از مخالفتهای جدی او با آمریکا و اسرائیل بوده را به سمت خود جلب کند و به نظر می رسد در این راه توفیق خوبی نیز داشته است .

اما این کسب محبوبیت بین اعراب و مسلمانان منطقه در راستای اهداف کلان کشورش نیز دارای ارزشی قابل اعتنا می باشد. از آنجاییکه ترکیه هدف گذاری توسعه اقتصادیش را توریسم برگزیده ، جذب روزافزون توریسم از کشورهای همسایه و اعراب می تواند برای این کشور ، نتیجه ای مثبت ارزیابی شود.

این رضایت در بین مقامات ترک را می توان از زبان طرغت غور، رئیس سازمان سرمایه گذاری گردشگری ترکیه شنید ، زمانی که از رشد 37 درصدی ورود گردشگران عرب در ماه مارس و 44 درصدی در ماه آوریل نسبت به مدت مشابه سال گذشته ، خبر می داد.

با توجه به نقش حساس و پیچیده ای که اردوغان بر عهده گرفته ، نگارنده امیدوار است این بازی قسمتی از بازی بزرگتر برای منزوی کردن ایران و جایگزینی نقش این کشور تاثیر گذار و حساس منطقه با ترکیه نباشد.

اردوغان در طی این مدت که نقش جدیدش را در صحنه سیاست جهانی برعهده داشته نشان داده از تواناییهای بالایی برخوردار است، خصوصا آنکه مانند یک بالرین حرفه ای می تواند به راست نشان دهد و به چپ بپیچد .


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 22:47  توسط خبرنگار آزاد  | 

چون پرده بر افتد

در دوران مبارزات انتخاباتی دور دهم ریاست جمهوری، بسیاری تذکر دادند که مراقب تندروی ها باشید، اما چنان شور و هیجانی در بین مردم ایجاد شده بود که حتی مردان سیاست که سالها پیشتر سعی کرده بودند ، عقل را جایگزین قلب کنند ، گرفتار شدند و آن شد که دیدیم ، فردی که بر اساس قانون اساسی "رجل سیاسی" است و بالاترین مقام قوه مجریه، در مناظرات ان کرد که هیچ انسان اخلاق مند و مستقلی تایید نتوانست.

و در طول این یک سال که گذشت ، شاهد بودیم که بسیار افراد، پس از سالها حضور در عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی ، هنری و ... ، به ناگاه چنان رادیکال شدند و چنان اسیر تندروی و یکجانبه نگری که به ورطه سقوط میل کردند.

آقای مسعود بهنود در مقاله ای این تندروی را در دو شخص تاثیر گذار در دو جناح مقایسه کرده است ، اما من در اینجا می خواهم به این نکته اشاره کنم که اگر مخملباف یا محمد جواد لاریجانی ، از مدار تعادل و انصاف خارج می شوند، آینده خود را به سایه ابهام می کشند، کاری که استالین و تروتسکی کردند و ....

اما زمانی که نهاد یا سازمان یا گروهی چنین کنند، تاثیر آن بسیار فراگیر تر و حساس تر است، اگر تروتسکی تندروی هایش در ضدیت به استالین دیکتاتور خونخوار، با کلنگی در سرش در سرزمین غربت به پایان رسید و پایان استالین در تاریخ رقم خورد، اما پایان اس اس و حزب نازی ، در تاریخ ماندگار شد.

این روزها برخی ندانسته یا دانسته بر طبل تندروری و رادیکالیسم می نوازند، طبلی که تاریخ نشان داده به هیچ وجه خوش صدا نبوده و تنها آوای غم و بد یمنی است

آن زمان که برخی در کیهان ، مطالبی چاپ می کنند که روابط عمومی بیت رهبری معترض می شود و یا برخورد 14 خرداد و اما از نظر من بدتر از همه برخوردهای صدا و سیماست. صدا و سیما در این ایام جایگاه خود را به عنوان رسانه ملی فراموش کرده و محل پخش مطالبی شده که حتی در حد پخش در دیسک های صوتی به صورت محدود هم ، برخورد شده و جمع آوری شده اند، و صدا و سیما به خود اجازه می دهد که گوینده آن مطالب را در رسانه ملی بیاورد

رسانه ای که زمانی در ابتدای انقلاب، در دورانی که هنوز انقلاب نهالی تثبیت نشده بود، مناظرات عقیدتی برگزار می کرد، امروز مناظراتی برگزار می کند که کاملا یک سویه و تشنج آفرین است

این روزها صدا و سیما در حال پخش برنامه هایی به نام مستند است، که اعتبار این سازمان را بیش از پیش خدشه دار می کند.

در دورانی که ارتباطات بسیار گسترده است و دسترسی ها بسیار آسان، مردم به راحتی با جستجو در اینترنت به اخبار و اطلاعات دسترسی پیدا می کنند و "چون پرده بر افتد، نه تو مانی و نه من"

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت 22:39  توسط خبرنگار آزاد  | 

چشم بینا

در پستی نوشتم که مسائل فرهنگی بسیار پیچیده است و عمل در این وادی دقت بسیار و صبر و تحمل فراوان و هوشمندی بالا می طلبد چه آنکه "آسان نمود اول و افتاد مشکلها"

اما این روزها می بینیم که مسئولین ، آنقدر این مسائل را ساده دیده اند و یا خود را آنچنان دانشمند می دانند که می توانند تمام مشکلات فرهنگی جامعه که بسیاری ریشه ای به عمق چند صد سال دارند را چند ساله و گاه چند ماهه و حتی چند روزه حل نمایند.

سخنان آقای رحیم مشایی که زمانی بر صندلی ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری تکیه زده بود و امروز که این سمت را به قائم مقامش واگذار کرده و راهی پاستور شده ، با وجود وزیر ارشاد، ریاست کارگروه فرهنگ و هنر دولت را بر عهده دارد ، نشان از آن می دهند که مشکلاتی که مملکت در 8 دولت گذشته داشته، با تلاشهای ایشان و همکاران تا پایان دوره دولت دهم برطرف خواهد شد.

سخنان آقای جواد شمقدری ، معاون سینمایی وزارت ارشاد که خود را فرهنگ ساز معرفی می نماید، خود جای تامل دارد و برخوردهای سوال برانگیز نیروی انتظامی هم بماند

اما از فردی چون عزت اله ضرغامی که بر مسند ریاست سازمان صدا و سیما تکیه زده انتظار بیش از دیگران است، چه اگر با دقت بنگریم بار مسئولیت او سنگین تر از دیگر مسئولین عرصه فرهنگ است، داشتن مخاطب سراسری و منحصر به فرد بودن، همچنین انتصاب ایشان از جانب رهبر انقلاب ، ریاست سازمانی را که زیر نظر رهبری اداره می شود را برای هر فردی سخت و سنگین می نماید.

نگاهی به روسای سابق این سازمان نشان می دهد که همواره این سازمان تحت مدیریت معتمدین جمهوری اسلامی و افراد تاثیر گذار، مدیریت شده است، اگر صادق قطب زاده که به همراه امام از پاریس به تهران آمد و پس از برنامه ریزیش برای کودتا را کنار بگذاریم که عاقبتش اعدام بود ، محمد هاشمی و علی لاریجانی از خانواده های متنفذ انقلابی آمده بودند اما حضور عزت اله ضرغامی که از معاونت سینمایی وزارت ارشاد به جام جم نقل مکان کرده بود تا پست معاونت امور استان ها و حقوقی و امور مجلس صدا و سیما را تصاحب کند ، پس از پایان 2 دوره ریاست علی لاریجانی ، دوره اول ریاستش را در سوم خرداد 83 شروع کرد و امسال نیز پس از حرف و حدیث های فراوان، ریاستش توسط رهبری برای پنج سال دیگر تمدید شد.

در شرایطی که تمام مسولین دم از تهاجم فرهنگی می زنند و همگان را به توجه می خوانند، گویا ریاست سازمان صدا و سیما دل مشغولی های دیگری دارند و یا ...

ایشان در مصاحبه ای با خبرنگار ایلنا عنوان کردند "به طور كلي شبكه‌هاي فارسي زبان از جمله بي‌بي‌سي فارسي و VOA به هيچ وجه تهديدي براي صداوسيما نيستند و خوشبختانه اين رسانه با جايگاه و اعتمادي كه نسبت به آن در ميان مردم وجود دارد"

اما ایشان اشاره ای نکردند که پس چرا این شبکه ها به عنوان ایجاد کنندگان فتنه نامیده می شوند و اگر آنها به عنوان صفهای مقدم دشمن تلقی شوند ، باید عنوان کنیم که جبهه ما که فرمانده اش آقای ضرغامی هستند ، شکست خورده است؟

ایشان که خود تجربه حضور در میادین جنگ را دارند ، بهتر می دانند که برای یک فرمانده مهمترین نکته داشتن اطلاعات صحیح و دقیق است تا بر اساس آنها بتواند تصمیمات صحیح اتخاذ نماید.

ایشان در مصاحبه ای دیگر عنوان نمودند جشنواره کن ، غیر حرفه ای است ، این سخنان از زبان کسی که مدتی مسئولیت مدیریت سینمایی کشور را بر عهده داشته است ، جای تامل دارد ، اما اشاره ایشان به این مورد که آنها افتتاحیه و اختتامیه جشنواره را به گونه ای طراحی کردند که علیه ملت ایران باشد، ایشان و همکارانشان را در مذان اتهام کم کاری و کوتاهی قرار می دهد.

فرمانده عرصه فرهنگی ، اگر در دوران جنگ، معاونت اطلاعات عملیات را چشم بینای فرمانده می دانست، باید امروز بیش از پیش به گردآوری اطلاعات صحیح در عرصه های مختلف همت گمارد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 21:42  توسط خبرنگار آزاد  | 

کاشتن باد در نیمه خرداد

غروب روز یکشنبه 14 دسامبر 2008 (24 آذر 1387) ، زمانی که جرج بوش پسر ، در کنار نوری المالکی نخست وزیر دولت عراق ، مصاحبه مشترک مطبوعاتی را برگزار می کردند ، خبرنگار جوان تلویزیون البغدادیه ناگهان کفش از پا کند و با عصبانیت به سمت رییس جمهور جنگ افروز آمریکایی کرد و سپس اور را "سگ" نامید و فراموش کرد که آمریکاییها به "یانکی" معروفند، او آنقدر سریع بود تا قبل از آنکه محافظان اورا نقش زمین کرده و از سالن خارج کنند،هر دو لنگه کفش را پرتاب کند، اما بوش هم نشان داد که برای رییس جمهور آمریکا شدن مهارتهای مختلفی دارد و زندگی در غرب وحشی به او آموخته چگونه سرش را به سرعت بدزد.

این اتفاق اگرچه بعدها توسط خود منتظر الزیدی در نامه ای که خطاب به نخست وزیر عراق نوشت و درخواست بخشودگی نمود، "حرکت زشت" خوانده شد، اما برای بسیاری توجیهات دیگر داشت.

در ایران تبلیغات فراوان انجام شد و آقای مرآتی و همکارانش ، لنگه کفش در دست در شهر راه افتادند و مردم را تشویق به تقلید حرکت شجاعانه خبرنگار شیعه عراقی نمودند.

در آن زمان آقای مهاجرانی ستونی در اعتماد ملی داشتند با عنوان نشانه که در اتفاقات به وقوع پیوسته ، نشانه ها می نمایاندند. در این مورد هم ایشان این حرکت را نشانه خشم و اعتراض یک ملت برشمردند.

من در آن زمان با ایشان در این مورد بحثی داشتم و مخالف نظر ایشان بودم. از نظر من ایشان از طرف کسی نمایندگی نداشته، ایشان به عنوان خبرنگار در آن کنفرانس حاضر بوده و باید مانند یک خبرنگار عمل می کرد، اگر خبرنگار قلم را زمین بگذارد و کفش بردارد ، پس وای به حال بقیه.

از نظر من او در کنترل خشمش ناتوان بود ، او اگر به عنوان فردی عادی در آن مکان حاضر بود، این حرکتش باز هم زشت بود ، چرا که درواقع توهین به نخست وزیر منتخب مردم بود زیرا بوش میهمان او بود

اما از یک خبرنگار بر اساس میثاق ها و قواعد حرفه ای انتظار دیگری است و اما برخوردی که اهل اندیشه می کنند نباید جز محکوم کردن خشونت و تندروی و حرکات ناپسند باشد، من سخنم با جناب مهاجرانی آن بود که مبادا به تئوریزه شدن خشونت کمک کنید

زمانی که در روز 14 خرداد ، با میزبان مراسم که نوه آمام بود آن گونه برخورد شد، انتظارم آن بود که این اتفاق محکوم شود. کسانی که در حال سخنرانی نوه امام شعار می دادند و به نقل از خبرگزاریها و شاهدان عینی، چفیه هایشان را در هوا می چرخاندند و سوت می زدند ...

حال آنکه زمانی که وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد مانند همکار قدیم ترش ، به جای محکوم کردن این اتفاق سعی بر آن کرد که اعلام کند این اعتراض مردم به اقای سید حسن خمینی بوده است.

او که حتی مهاجرانی را نیز نواخت، مثالهایی از برخورد امام با سید حسین خمینی و پسر آیت اله طالقانی آوردند.

اما کاش ایشان سخنان آقای افروغ را هم مطالعه کنند که در مورد این اتفاق با بیان خاطره سال 1363 شیراز که طی آن ، از سوی طرفداران آیت اله منتظری ، به آقای حائری شیرازی حین قرائت خطبه های نماز جمعه توهین می شود ، ایشان بیان می کنند همانطور که آن اتفاق را محکوم کردم ، این اتفاق را نیز محکوم می دانم، زیرا از نظر انسانی به قضیه می نگرم نه از دیدگاه سیاسی

آری ، منتظر الزیدی جوان پس از آزادی از زندان که به علت توهین به مقام خارجی حین سفر رسمی به 3 سال زندان محکوم شده بود ،  از سوئیس درخواست پناهندگی سیاسی کرد.

او در دسامبر 2009 در یک کنفرانس خبری در پاریس با پرتاب کفش از سوی خبرنگار عراقی دیگری شد تا دریابد آنانکه باد می کارند باید منتظر برداشت طوفان باشند.


+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 22:43  توسط خبرنگار آزاد  |